![]() |
![]() |
|
| در مورد آنچه که میدانم |
|
شــــــد زمـــــين و آسمـــــان ماتم سرا چـــون عزا شد چون عزا شد چون عزا خـــــون به جـــــــاي گريه باريد آسمان چون که خورشيدي دگر رفت از جهان روح قــــــرآن از جـــــفا آزرده گــــــشت گـــــــرد مـــــاتــم روي هر آيه نشست قــــــلب زهـــــــرا بار ديگر شد به خون شــــد ســـــــــتم بر پور او از حد فزون دشــــــمني کرد چون هشام بي حيا بــــــا علـــي بـــن حــــــسين نور خدا تـــــــا که آن مظلوم گيتي شد شهيد روح پــــــــاکش سوي جانان پر کشيد شـــــد زمــــــــين و آسمان و ابر و باد در فــــغـــــان از ماتـــم زيــــن الــــعباد در غــــمـش گويا فلک در گل نشست زيـن مصيبت چون دل او هم شکست چـــــون کــــــــــه او بود وارث خون خدا يـــــــــادگــــــــار ســـر زمــــــــين کربلا آن نــــــکو مـــــرد زمـــــــــين و آسمان آن که داشتي عشق سجده هر زمان از جـــــفا و زهـــــر کــين دشـمـــــــنان اي دريـــــغــــــــا اي دريغ رفت از جهان آســــمــــان ماند و زمين ماند و غمش لعــــن يــــزدان شـــد نـــثار دشــمنش شهادت امام چهارم شيعيان رو به همه مسلمانان جهان تسليت عرض مي کنم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 دی1388ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط آسیا |
|
ميلاد حضرت عيسي مسيح را به پيروان آن حضرت تبريک عرض مي کنم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 دی1388ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط آسیا |
|
|
سلام به همه دوستان چند مورد عکس وديدني ديدم لازم دونستم در وبلاگ بزارم شما هم ببينيد. شايد براي شما هم جالب باشد.
خدانگهدارهمه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 دی1388ساعت 11:4 قبل از ظهر توسط آسیا |
|
سلام به تمامي دوستان عزيز حرف از زمستون که مياد ياد بازي با برف و سُر،سُره مي شه. در طي سال کفش هاي کهنه يعني شش ماهه اول سال رو مي گذاشتيم کنار تا برف بياد بعد با بچه ها مي رفتيم بيرون از محل شروع مي کرديم سُر،سُره بازي آنهايي که کفش کهنه نداشتند زيرشان پلاستيک(ساک دستي بزرگ) مي گذاشتند و بروکه آمديم توي سراشيبي هاي خيلي تند انجام مي داديم.آنقدر بازي مي کرديم تا مژهامون يخ مي بست. شلوارهامونم قنديل!!!! پي نوشت: با کفش هاي تازه انجام نمي داديم چون آج زيرش از بين مي رفت ديگه نمي توانستيم راه برويم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اي احمق مهمان از پسر صاحب خانه پرسيد حالت چطوراست کودک که بچهٔ خجولي بود، دست و پاي خود را گم کرد و جوابي نداد. پدرش ناراحت شد و بسرش داد کشيد: بگو الحمدلله . اي احمق. پسر بعد از تحمل کلمهٔ، اي احمق ناراحت تر شد و به مهمان گفت: الحمدلله ... اي احمق.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 دی1388ساعت 9:39 قبل از ظهر توسط آسیا |
|
سلام به همه : شب يلدا مصادف شده با سوم محرم به هر حال يک سنت قديمي است و بلند ترين شب سال مي باشد. معمولا" تمامي فاميل دور هم جمع مي شوند . هندوانه، آجيل، ميوه، خلاصه ووو.... از همه مهم تر فال حافظ!!!! التماس دعا به همه خوش بگذره. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 آذر1388ساعت 12:17 بعد از ظهر توسط آسیا |
|
ســــينه مالا مال درد است در عزايت يا حسين گشتـــه معنا عاشقي زان ما جرايت يا حسين چـــــون به ياد آيد غمت دل مي کشد آه و فغان خون به جاي گــــريه مي بايد سزايت يا حسين تو شهيد عشقي و عشق از تو معنا مي شود بوي عشــــــق آيد هنوز از کربلايت يا حسيــن تا سپهر مي چرخد و تا بر قرار است اين فلک چشم گردون خونفشان است ازبرايت ياحسين تــــــاج سر شد بر همه خوبان عالم نام تو وه بر آن دستي که زدتيغ جفايت ياحسين لــــعن يـــــــزداني و لعن مردمان دو جهان شد نصيب دشمنان بي حيايت يا حسين عهد و پيمان را چنان کردي وفا در نزد حق صد هزاراحسن گرفتي از خدايت ياحسين مــــي شـــود بــيــــــگانه از خود در جهان گر بيفتد در دلي ميل و هوايت يا حسيـن پادشــــاهان و سران و ســـــــروران روزگار زار و مسکينند و محتاج عطايت يا حسين همچو مسگينان فتاده شهريار هم بر درت از کرم يکدم نظر کن بر گدايت يا حسيــــن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آذر1388ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط آسیا |
|
|
1- دو قارچ بزرگ که هر کدام 900گرم وزن داشت در رم به قيمت 250 هزار دلار خريده شد. 2- مدير عامل ايرانخودرو اعلام کرد در حال حاظر نصب ترمز abs بر روي ماشين هاي روآ و وانت امکان پزير نيست. در ضمن ايرانخودرو تصميم به ماشين چيني جايگذين پيکان کرده که در راه است!!! 3- مصر در حال حاظر رتبه اول طلاق در جهان عرب را به خود اقتصاص داده است. براي همين خاطر يک زن مطلقه يک شبکه راديويي براه انداخته تا مشکلات افراد مطلقه در آن باز گو شود شايد به آينده گان کمک کنند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مادرها قاضي به زن گفت: چرا مي خواهي از شوهرت طلاق بگيري؟ جواب داد: براي اينکه مرا مجبور مي کند که با مادرش زندگي کنم در صورتي که من جاي بهتري از خانهٔ آنها دارم که دونفري مي توانيم آسوده زندگي کنيم. قاضي پرسيد: اين محل کجاست؟ جواب داد: منزل مادرم!!.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 23 آذر1388ساعت 12:11 بعد از ظهر توسط آسیا |
|
|
ديروزيکي از همکارامون تعريف مي کرد: چند خاور مي خواستند براي شرکت ما بار بياورند ظاهرا" پليس راه هم سؤالاتي از راننده ها مي کرد از اينکه زنجير چرخ داريد. راننده گفته: آره گفته جي پي اس چطور؟ ميگه گفتم: چي پي اس ديگه چي صيغه ايهٔ پليس ميگه نمي دوني وقتي مدارک تو پيوست کردم بعدا" مي فهمي. خلاصه دست به يقه شدم افسرديگري جلو آمد ميان جيگري کرد . خلاصه چهار هزار تومان نوشت.بعد از اينکه رسيده بود به شرکت از شرکت يکي ، يکي زنگ مي زد به دوستاش که از فلان جاده بياد پليس جلوتر هست گير داده به بعضي چيز ها ماشين دومي آمد تعريف کرد. منو نگهداشتند و سؤالات بالا رو تکرار کردند گفتند پانزده تومان جريمت مي شه. مدارکم رواز من گرفت. گفتم: نقدش کن ما بريم، بدون اينکه نگاه کنه چقدر هست من دوهزار تومان توي جيبش گذاشتم و مدارکم رو گرفتم و سريع حرکت کردم. ازراننده سومي پرسيدم چه خبر گفت: وقتي همکارم زنگ زد من از جاي ديگر آمدم .... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سفيدي مو: پسر بچه از پدرش پرسيد: بابا چرا موهاي سرت سفيد است در حالي که سـيـبـيـلـت سـيــاسـت؟ پدر جواب داد: براي اينکه موهاي سرم بيست سال بزرگتر از سـيـبـيـلهايم است!. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 آذر1388ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط آسیا |
|
|
پيامک هايي که طي هفته گذشته برايم آمده بود چند تايي رو گلچين کردم خدمت دوستان مي نويسم. 1-قلب من فرش آنهايي است که هراز گاهي يادي از وجود بي وجود ما ميکنند. اميد وارم هميشه شاد باشي. 2-امام علي (ع): خداوند خير دنيا و آخرت را جز به خاطر خوش اخلاقي و خوش نيتي به بنده نمي دهد. 3-زيبايي گل را براي زندگيت، و گوتاهي عمرش را براي کو تاهي غمهايت آرزو مي کنم. 4- يه رشتي با تهراني عروسي مي کند. تهرانيا ميگن سبد، سبد گل ياس عروس ما چه زيباست. رشتيا ميگن گمج، گمج ترشه تره داماد ما قشنگ تره. 5- خاک شد هر که بر اين خاکٔ زيست خاکٔ چه داند که در اين خاکٔ کيست سر انجام که بايد در خاکٔ رفت خوشا آنکه پاکٔ آمد و پاکٔ رفت. 6-اي کاش علي شويم و عالي باشيم همسفره کاسه سفالي باشيم چون سکه به دست کودکي برق زنيم نان آور سفره هاي خالي باشيم. عيد غدير خم بر شما مبارک 7- شعه بي علي (ع) معنا ندارد، علي (ع) در همه عالم همتا ندارد.عيد ولايت مبارک. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در اين دوره زمانه در قطار، بازرس مشغول ديدن بليت ها بود، که به خانم پيري رسيد واين خانم کودکي بهمراه داشت. وقتي از خانم بليت خواست وي بليتي ارائه داد و بازرس اشاره اي به کودک کرد و گفت: پس بليت اين بچه چه ميشود؟ خانم گفت: ولي اوبچه است و نبايد بليت بگيريد. بازرس گفت: اما او بنظر هفت- هشت ساله مي آيد. خانم آهي کشيد و گفت: بله. درست است ولي غصهٔ روزگار او را بيشتر از سنش نشان مي دهد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 آذر1388ساعت 10:4 قبل از ظهر توسط آسیا |
|
|
يادمه چند سال پيش خيلي گير مي دادند به دستگاه هاي ويديويي يعني خيلي کم بود اگر مي خواستند از اين خانه به آن خانه مي بردند بايد توي ساکي يا بقچه اي مي گذاشتند مي بردند از قرار معلوم درکلاس مدرسه صحبت از دين و قرآن و حجاب مي شه يکي از دانش آموزان بلند مي شه ميگه خانم اجازه تلويزيون ما برنامه هاي ديگري نشون مي ده مثلا" چي دخترم :رخص مي کنند از اينا...معلمه دوزاريش مي افته خلاصه بعد از چند روزحفاظت و اطلاعات مي ريزند پدر طرف و مي گيرندمي برند آنجايي که عرب ني انداخت......خدايا به بزرگيت شکر آن سخت گيريهاي چند سال پيش کجا بي خيالي حالا کجا....!!!!! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خبر ناگوار پست چي نامه اي را به درون منزل انداخت و «آقا» آنرا برداشته باز کرد و مشغول خواندن شد. ولي ضمن خواندن مرتبا" رنگش تغير مي کرد و بدنش مي لرزيد. زنش با ناراحتي گفت: خبر ناگواري رسيده؟ جواب داد: خير خانم صورت حساب خياطي شما رسيده! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 17 آذر1388ساعت 10:46 قبل از ظهر توسط آسیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
در این وبلاگ سعی خواهم کرد آنچه را که میدانم و تجربه کردم رو در اختیار شما بگذارم. باشد که برای دوستان مفید واقع گردد.
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 |
|
RSS
|